سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

PARSTIN ... MUSIC
جذابیت...واقعبین بودن و واقعگرا بودن
لینک دوستان

بگو" یا ربّ"....؟ ه ه ه ه ه

!؟بگو یاربّ؟چه بد گفتم؟چه بدکردم؟...که نزدت خویشتن را بی ودت کردم؟

...مرا یا ربّ نمیخواهی!گناهستو!... اگر نفرین به این دنیای بد کردم! ه ه ه

....به حرفم گوش کن یاربّ!... به دردم گوش کن یا ربّ...!

اگر بیهوده میگویم !...مرا خاموش کن یا ربّ!...! اگر بیهوده میگویم...مرا خاموش کن یاربّ. ه ه ه

 بگو یا ربّ چه بد گفتم؟ ...چه بدکردم...؟

به جز عشقی که دردش را به من دادی!... به من یا ربّ چه بخشیدی که رد کردم...؟ ه ه ه

فقط در عاشقی یا ربّ مدد گفتم ...شدم عاشق!... تمنای مدد کردم!... ه ه ه

به حرفم گوش کن یا ربّ! به دردم گوش کن یا ربّ !..اگر بیهوده میگویم! مرا خاموش کن یا ربّ!..

شب مستی!اگر یک توبه بشکستم... سحر تکرار توبه صد به صد کردم...!

به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم ....!تحمل در عذاب جزر و مد کردم....!

برایم آتش دوزخ فرستادی...! برایت لاله ها را در سبد کردم... ه ه ه! برایم آتش دوزخ فرستادی...!برایت لاله هارا در سبد کردم!...

به حرفم گوش کن یا ربّ ! به دردم گوش کن یا ربّ !....اگر بیهوده میگویم ! مرا خاموش کن یا ربّ...!

گرفتی جامه ی فخر مرا از من...! صبورانه کله را از نمد کردم...!

 نشانم ده اگر یک مور آزردم ...!...اگر یک دانه گندم را لگد کردم...!

! مرا یاربّ نمیخواهی!... گناهست آ اگر نفرین به این دنیای بد کردم...!

به حرفم گوش کن یا ربّ...! به دردم گوش کن یا ربّ ..! اگر بیهوده میگویم !...مراخاموش کن یا ربّ!... اگر بیهوده میگویم !...مرا خاموش کن یا ربّ !...مرا خاموش کن یاربّ ...مراخااموش کن یا ربّ... ه ه ه ه ه

یاربّ


[ دوشنبه 92/5/28 ] [ 7:1 عصر ] [ hosein javadi ]

بسم الله الرحمن الرحیم

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من میروی

آرزو دارم توهم عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

خدایا


[ چهارشنبه 92/5/23 ] [ 7:28 عصر ] [ hosein javadi ]

الهی به امید تو

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نزاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو میگذشتم

وقتی از غربت چشمات مینوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 چی

 


[ چهارشنبه 92/5/23 ] [ 4:22 عصر ] [ hosein javadi ]

خدا چرا؟

اگر قسمت نبود چرا تو موندی               خدا چرا مارو به هم رسوندی

اگه میدونستی یه روزی میری               چرا روزا رو تا اینجا رسوندی

چی بودم چی شدم بخاطر تو               ولی پشت دلم رو خالی کردی

حالا اسمت که میاد گریم میگیره               نمیدونم که تو با دلم چه کردی

اگر در حق تو خوبی نکردم               بدون خالی بود دستای سردم

ولی من در عوض هرچی که بودم               با احساس تو بازی نکردم

اگر چه میدونم دوستم نداری               به هر در میزنم تنهام میزاری

اگر پای کسی هم در میونه               بزار لا اقل اسمت روم بمونه

دم آخر بزار دستت توی دستام بمونه               بزار بهتر بگم دردم چی بوده

فقط لطفی کن و حرفامو بشنو               شاید دیگه نگی قسمت نبوده

اگر تصمیم رفتن رو گرفتی               ببخش اگر پشیمونت نکردم

آره من واسه تو کم بودم اما                با احساس تو بازی نکردم

 چرا

 


[ چهارشنبه 92/5/23 ] [ 3:58 عصر ] [ hosein javadi ]

خداااااااااااااااااااااااااااااااااا


میخواستم بهت بگم چقدر پریشونم

دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم

تحمل میکنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی که بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه

که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی چه شیرینه تازه می فهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

 نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای منخوش


[ چهارشنبه 92/5/23 ] [ 3:33 عصر ] [ hosein javadi ]

به نام خدا


گفتمش آرام جانی؟ گفت: نه

گفتمش شیرین زبانی؟ گقت: نه

گفتمش نامهربانی؟ گفت: نه

می شود یک شب بمانی؟ گفت : نه

دل شبی دور از خیالش سر نرکرد

گفتمش افسوس او باور نکرد

خود نمیدانم خدایا چیستم   !

یک نفر با من بگوید کیستم   ؟

بس کشید آه از دل بردنش

آه اگر آهم بگیرد دامنش!!!!!!!!!!!!!!!

با تمام بی کسی ها ساختم

وای بر من ساده بودم باختم

دل سپردن دست او دیوانگی ست

آه غیر از من کسی دیوانه نیست

گریه کردن تا سحر کار من است

شاهد من چشم بیمار من است

فکر میکردم که او یار من ست

نه فقط در فکر آزار من است

نیتش از عشق تنها خواهش است

دوستت دارم دروغی فاحش است

یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت

بغض تلخی در گلویم کردو رفت

مذهب او هرچه باداباد بود

خوش به حالش کین قدر آزاد بود

بی نیاز از مستی می شاد بود

چشم هایش مست مادر زاد بود

یک شبه از قوم سیرم کرد و رفت

 دل شکسته

من جوان بودم پیرم کرد و رفت  


[ چهارشنبه 92/5/23 ] [ 12:16 عصر ] [ hosein javadi ]

به نام پروردگار دانایی

توجه به چند نکته مهم

1.هرگز خدا را فراموش نکنیم..زیرا اولین عذابش اینست

که خدا لذت مناجاتش را از ما برمیدارد

2.شده به جای حوائج دنیوی، خود، خدا را از خدا بخواهیم؟

3.خداجون روسیاهم خدا جون؟شرمنده ایم بنده خوبی نبودم وحق بندگی را به جا نیاوردم ببخش و یاری ام ده

خدایا ما کسی را جز تو نداریم خدا جونم پناه میبرم به تو اول از خودم

چند کلمه با خدا


[ چهارشنبه 92/5/9 ] [ 10:45 عصر ] [ hosein javadi ]

خداجون شکرت....اما؟بیچاره دلم چه آرزوها در سر داشت!کی فکر اینجاشا میکرد؟ چیکار کنم؟سردرگمه...عزا بگیره؟جشن بگیره؟

...بیقراری میکنه...آواره شده...نمیدونه باید چیکار کنه...انگیزم باش برا ادامه دادن

خیلی وقته مشروطم...این روزا همه امتحاناما رد میشم...

امتحانایی که تو ازم میگیری!امتحانای دانشگاه...امتحانای اون بنده خدا... همش مشروطی...

دیگه بسمه...اینجوری نبودم! شدم؟چی فکر میکردم چی شد؟اهدافم؟خدا؟بنده هات باهام چیکار کردن؟

چه اسباب بازی وسرگرم کننده خوبی کارما یه سره کن!

آره تقصیر خودمه!

من مدتهاست مرده ام!باور کن!روحم شاد

...دستما بگیر میخوام بیام پیش خودت!

!گل پسر؟میسپارمت به پروردگار جهان الله

بیچاره دلم چه آرزوها داشت


[ جمعه 92/5/4 ] [ 1:33 صبح ] [ hosein javadi ]
درباره وبلاگ

ساده...تنها...خدا را دوست دارم...
برچسب‌ها وب
امکانات وب


دانلود آهنگ

کد بارش ستاره و قلب